نامه ای از جهنم
نامه ای از جهنم
مردی در حالی که از گرمای خشک هوا کلافه شده بود متن ایمیلش را تنظیم کرد، اما در نوشتن نشانی الکترونیک دچار اشتباه کوچکی شد.
نیم ساعت پیش با هواپیما وارد کیش شده بود. به محض ورود به اتاقش در هتل، از مجهز بودن اتاق به کامپیوتر، هیجان زده شده و تصمیم گرفته بود که قبل از هر کاری با یک ایمیل، هم همسرش را غافلگیر کند و هم رسیدنش را اطلاع بدهد. بنا شده بود تا همسرش نیز چند روز بعد که، مقدمات لازم را فراهم کرد به مرد ماحق شود.
بدون اینکه متوجه اشتباهش در نوشتن نشانی شود، نامه را فرستاد. کامپیوتر را خاموش کرد و رفت تا دوش بگیرد.
پیغام مرد در شبکه ی جهانی اینترنت چرخید و چرخید تا وارد کامپیوتر زنی شد که تازه پشت میزش نشسته بود تا ایمیل هایش را چک کند. زن نیم ساعت پیش از مراسم خاکسپاری شوهر مرحومش به خانه بازگشته و با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان و آشنایان داشته باشد به سراغ کامپیوترش رفته بود.
زن پس از خواندن اولین نامه جیغی کشید; غش کرد و نقش زمین شد. پسرش با شنیدن سر و صدا، وحشت زده به سوی اتاق مادرش می دوید. وقتی بالای سر مادر رسید چشمش به نمایشگر کامپیوتر افتاد:
گیرنده: همسر عزیزم
موضوع: من رسیدم
می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی. راستش آنها اینجا کامپیوتر هم دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم. همه چی رو به راهه و به نظر نمیاد مشکلی برای ورود تو پیش بیاد. امیدوارم هر چه زودتر تو رو اینجا ببینم. وای! فقط نمیدونی اینجا چقدر گرمه!
قربانت، همسرت از جهنم!